الشيخ علي اكبر النهاوندي

59

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

موافق‌اند ، - اگرچه فى الجمله در الفاظ مخالفتى دارند - گرديده و چنان به داء عضال « 1 » مبتلا شده‌اند كه به هر حيله‌اى خواستند از دستش فارغ شوند ، به حمد اللّه تاكنون نتوانسته‌اند ، بلكه از احتمالاتى كه در آن دادند مفتضح و رسوا گرديدند و بىسوادى و نفهميدگى و يا عناد و تعصّب مذهبى خود را مشهود كردند . تارة گفتند : مراد از امام زمان ، ارجاس خلفاى بنى اميّه و انجاس بنى عبّاسيّه و انحاس از سلاطين جوريّه است كه هركس ، آن متجاهرين در بيشتر كباير ضروريّهء اسلاميّه را نشناسد و ايشان را مقتداى خود نداند ، كافر مرده . وضوح بطلان اين مراد ، اظهر من الشّمس و ابين من الأمس است ، انتهى . اخرى گفتند : مراد از امام زمان در آن‌ها قرآن است ؛ يعنى اگر كسى مرده باشد ، حال آن‌كه كتاب خدا را نشناخته باشد ، هرآينه به طريق جاهليّت مرده است . بديهى است اين كلام كسى است كه جزويّت در فهم كتاب و سنّت ندارد و يا آن‌كه از راه لجاج و عصبيّت اين حرف را زده ، زيرا اخيار ، ناطق است به اين‌كه مراد از امام كسى است كه حىّ ناطق مطاع باشد ، چون مضمون بعضى از آن روايات ، من لم يعرف امام زمانه ، مضمون بعضى و ليس في عنقه بيعة لإمام و مضمون بعضى ديگر و ليس في عنقه عهد لإمام است . اضافه نمودن امام به سوى عهد و زمان و واقع شدن عهد و بيعت او در گردن مردمان ، دليل و شاهد است بر اختصاص اهل هر زمان به امام و خليفه‌اى كه معرفت ، شناسايى و قبول عهد امامت او بر مردمان واجب است ، چون كتاب براى او بر مردم بيعتى نخواهد بود و عهدى بر گردن مردمان براى او نيست . ايضا حمل نمودن لفظ امام ، در حديث شريف من مات . . . ، الخ و ما شابهه ، بكتاب اللّه منافى است با آن‌چه در مذهب حنفى از عامّه معروف است ، زيرا فتواى ايشان ، بر اين مستقرّ شده كه تعلّم قرآن ، نه كلّ آن و نه بعض آن ، واجب نخواهد بود ، حتّى سورهء فاتحة الكتاب ، بلكه براى مصلّى در صلاة خود اين كفايت مىكند كه به جاى

--> ( 1 ) . بيمارى شديد .